مجنون من
نسيم سحري عطر وجود عاشقم را در همه جا پخش كند
گرد غبار وجود عاشقم را از اين ديار دور كن و زير پاي عشقم بريز تا بوس بر پاهاي مجنونم كنم
شفق ماه برروي سازم مي تابد
كسي از منو حرفايم چيزي نميفهمد
بيا اي رخت شبيه ماه بيا و روي زانو هايم بخواب
بيا و مرا در اغوش بگير
سالهاست كه از منو ديار من دوري
بيا ، بياو درد و غم هايم را بدونه تو ببين
در دلم افتاده خواهي امد
از دلت بپرس دلت هم هواي مرا كرده است
اي خدا كي اين فاصله ها تموم ميشه
ديگه دلم تحمل اين همه فاصله رو نداره خدايا نميدونم الان چه مصلحتي در اين فاصله ديدي خدايا ديگه قلبم خسته شده
خدایا فرسنگها بینمان فاصله است فاصله چه فاصله ای چرا در غربت همیشه چرا و چراهای زیادی برایم پیش می آید ولی نمی دانم.كسي جز مصطفا دلتنگي هامو حس نميكنه كسي مثل مصطفا نميتونه منو درك كنه حتي نفس هاي كه پيشه من ميكشه صداي نفس هاش بهم آرامش ميده نگاه هاي اون طوفان دلتنگي هامو تويه وجودم ميخابونه صداي اون سكوت قلبمو ميشكنه
خداي من مصطفامو از من نگيري ها دلم ميميره نفسام بدونه اون ميگره خدايا از وقتي از تبريز رفته خودت شاهدي كه يه لحظه هم قطره هاي اشكم نخشكيده فقط اشك اشك 
مصطفا داره ميره من ميمونم يه دنيا دلتنگي يه دنيا انتظار انتظار خيلي سخته ، مني كه هر روز هر روزش باهاش بودم ، مني كه به اميده يه صداش بودم شبها رو چطوري بخوابم به كي بگم مصطفام خيلي دلتنگت شده بودم به كي بگم مصطفا امروز اين كار رو كردم امروز اون كار رو كردم اينجا رفتم به كي بگم مصطفايه مني ؟
كي به من عيد رو تبريك بگه امسال عيده من فقط هجوم دلتنگي هاست امسال دوتا ابر بيشتر تويه آسمون بهاري گريه ميكنه 
واقعا چقدر نحس ميشه 18 ساله بشي ولي عشقت پيشت نباشه بهت تبريك نگه ياده ارديبهشت امسال تو پيشم بودي چه خاطراته قشنگي
ولي امسال تويه اضطراب و دلتنگي هام پيشم نيستي 
شبها بالشم فقط تنهايي هامو ميفهمه فقط اونه كه اشكامو پاك ميكنه غصه هامو به كي بگم
ديگه بايد به آسمون نگاه كنم و فقط دنباله ماه باشم به اميد اينكه تو هم اونجا داري به ماه نگاه ميكني خدا ميدونه مصطفام شباش چطوري تويه اون خراب مونده ميخواي بخوابي وقتي كه تمام شبها رو باهم حرف زديم
ديگه باور كن الان كه دارم اينا رو مينويسم هم اشكه چشمام بند نميادش هم صدات تويه گوشم خانوميه خانوميه من
واي دارم ديونه ميشم گاهي حس ميكنم شايد نتونم دوريتو تحمل كنم غصه ي دوريت منو يه طرفي ميكنه ولي بايد تحمل كنم خدا شاهد خدا ميدونه من چقدر بهت وابسته شدم هر وقت كه از خواب پا ميشم به اميد اينكه بازم توهستي و باهات حرف ميزنم زندام ولي بعد رفتنت بايد بيدار شم و هيچ اميدي به اين كه باهات حرف ميزنم ندارم چقدر سخته درست مثل اينكه داري از قبر پا ميشي
فقط بايد به اميده روزاي كه باهات بودم زنده باشم به اميده اينكه يه روزي زير يه سقفي روي يه بالش سرمونو ميزاريم و باهم ديگه زندگي ميكنيم زنده خواهم ماند .

داداشم ميگفت عشق زياد جنون مياره يه طوري كه اون به جايه مغزت دستور مي ده اون كه به قلبت ميگه بتپه الانم منم مجنون شدم ميگن مجنون پسر بودش مگه يه دختر نميتونه مجنون باشه ليلي بداخلاق بودش شايدم منم بد اخلاقم خيلي بدي ها كردم اميداورم منو ببخشه 

خيلي روزهاي سختي باهم گذرونديم ما به اين دوري قم و تبريز راضي شده بوديم كه زد بدتر هم شدش حالا كرمانشاه 

حالا سختيش اينجاست كه مصطفام خيلي اذيت ميشه خيلي فشار وارد ميشه ولي مصطفام تو هم به اميده اينكه ماله هم هستيم و و خواهيم بود واسه هميشه ، صبر كن تورو به جونه عشقت اونجا غصه نخوري ها تورو خدا ميدوني كه دلت بگيره دله منم ميگيره
فكر نميكنم تويه اين دنيا كسي مثله مصطفا باشه ميگم برم همه جا داد بزنم بگم كه من چقدر خوشبختم با مصطفا 


مصطفا بقران خيلي آقايي خيلي خوبي بخدا آخر مرام و معرفتي
همه ي دختراي دنيا به من حسودي كنيد همتون بدونيد من صاحبه بهترين شوهره دنيام
يعني يه بار كسي طرز حرف زدن مصطفا رو با من ببينه خودش به من حسودي ميكنه
اينو بگم كه مصطفا با همه فرق ميكنه با همه ي پسرا ي دينا طرز فكرش حرف زدنش چقدر بگم آخه كسي نميفهمه من چي دارم ميگم به نظرم چندتا مشكله كوچلو داريم اونا حل بشه ديگه من خيالم راحت ميشه ما از الانم خيالمون راحته كه تحت هر شرايط ماله هم هستيم آسمون به زمين بياد ماله هم هستيم
عشق ما تافته اي جدا بافتست 

مصطفام اين بار كه اومدي تبريز بهترين دوره بودش ولي نه اصلا با تو بودن هميشه بهترين لحظه هاست اينبار خيلي شوخي ها كرديم پيشه مريم نني جون ماماني خيلي قشنگ بود ديگه فكر نميكنم چيزي جا مونده باشه همشو كه تو خودت يادته اينجا نمينويسم ولي اينو بدون هر لحظه كه با تو هستم بهترين و طلايي ترين روزهاي زندگيه منه 
خيلي دوستت دارم همه ي عمرمي ديگه كلمات هم پيشه ما رسوا شدن كم اوردن آدم نميتونه اوني كه تويه وجودشه بريزه اينجا چون كلمات مفهوم رو نميرسونه فقط منو مصطفام هستيم كه ميدونيم چقدر خوشبختيم وقتي يه كلمه از مصطفا واسه كسي ميگم طرف ميگه ولش نكني ها خيلي با مرام همه اين عقيده رو دارن
مصطفام مرسي از اين كه ماله مني مرسي از اينكه با مني مرسي از اينكه قلبتو به من دادي مرسي از اينكه ماله من شدي
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جایی در این خانه و ویرانه ندارد
مصطفام يادته اون روز صبح تويه اون تاكسي چي داشتش پخش ميكرد
ميشه بهارها رو زندگي كرد و ما برگشتيم با ذوق هم ديگه رو نگاه كرديم
و تو يه تكيه از ترانه معين رو خوندي بعدش گردنبند الله رو باز كردي دادي منم دستم گرفتمش
مصطفام يادت باشه ميشه بهارها رو زندگي كرد 


بذار هيچکس کنار ما نباشه ما که چيزي از آدما نمي خوايم
همين قدر که به همديگه رسيديم ديگه هيچي از اين دنيا نمي خوايم
کسي با هم نمي خواد ما دو تا رو حالا ما با هميم تنهاي تنها
چقدر دلگير شادي توي قربت ولي آسون تر از دوري ما

© نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:45 توسط بهــار |
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپر نشده
دل آسمون سبکتر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینه منه
ابر چشمام پر اشکه ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

© نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 21:51 توسط بهــار |